تبليغاتX
جوانان و دانشجویان حامی دولت اسلامی

جوانان و دانشجویان حامی دولت اسلامی

رای ما احمدی نژاد

"انتخابات سرمايه‏گذارى عظيم ملت ايران است؛ مثل اين‌كه شما سرمايه‏ى سنگين و عظيمى را در بانك می‌گذاريد، بانك با آن كار می‌كند و شما از سودش استفاده می‌كنيد؛ انتخابات يك چنين چيزى است. ملت ايران سرمايه‏گذارى عظيمى را می‌كند، سپرده‏گذارى بزرگى را انجام می‌دهد و سود آن را می‌برد. آراء يكايك شما مردم سهمى است از همان سرمايه‏گذارى و سپرده‏گذارى. هر رأيى كه شما در صندوق مى‏اندازيد، مثل اين است كه يك بخشى از پول آن سپرده را داريد تأمين می‌كنيد. يك رأى هم اهميت دارد. هرچه انتخابات پرشورتر باشد، عظمت ملت ايران بيشتر در چشم مخالفان و دشمنانش ديده خواهد شد؛ براى ملت ايران حرمت بيشترى خواهند گذاشت؛ دوستان شما هم در دنيا خوشحال می‌شوند. عظمت ملت ايران را حضور مردم در انتخابات نشان می‌دهد."

(بیانات مقام معظم رهبری در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) 1/1/1388)

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

رای ما و همه عاشقان عدالت و خودباوری

 

دکتر محمود احمدی نژاد

 

+ نوشته شده در  ساعت 19:27  توسط دوستدار بهار  | 

اللهمّ عجّل لولیّک الفرج والعافیه والنصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه

***(آیا می دانید چرا آقای دکتر احمدی نژاد گزینه ی برتر است؟)***

  • به خاطر ایمان و تقوای مستحکمش
  • به خاطر خدا ترسی اش
  • به خاطر ساده زیستی اش
  • به خاطر ولایت مداری اش
  • به خاطر استکبار ستیزی اش
  • به خاطر خستگی ناپذیری و پر کاری اش
  • به خاطر اینکه پر کارترین رئیس جمهور جهان است.(روزانه ۱۸-۲۰ساعت کار می کند.)
  • به خاطر مهرورزی و محبتش
  • به خاطر دوری از اشرافیگری اش
  • به خاطر تواضع و فروتنی اش
  • به خاطر اینکه خود را خادم و نوکر مردم می داند.
  • به خاطر مرد عمل بودنش
  • به خاطر نوگرا بودن و خلاقیتش
  • به خاطر احترام گذاشتن به ارزش های دینی و اسلامی مردم
  • به خاطر جراتش در مقابل آمریکا و صهیونیست
  • به خاطر سیاست خارجی مقتدرانه اش
  • به خاطر اینکه افکار بلند امام خمینی(ره) را دوباره احیا کرد.
  • به خاطر از جنس مردم بودنش
  • به خاطر اینکه دولتش مردمی است نه از احزاب
  • به خاطر اینکه طرفدار مظلومین و محرومین و مستضعفین است.
  • به خاطر اینکه عملکرد،اعمال و کردارش معرف راه امام خمینی(ره) است.
  • به خاطر با برنامه بودنش

(نوشته محمد.ص از رشت)

+ نوشته شده در  ساعت 21:0  توسط دوستدار بهار  | 

آقاي هاشمي رفسنجاني امروز يك گام ديگر براي حذف تاريخي خود از  معادلات سياسي كشور برداشت.

وي چند روز پس از مناظره تاريخي احمدي‌نژاد و موسوي و افشاي نقش موثر وي در هدايت مخالفان دولت، در نامه‌اي سرگشاده به مقام معظم رهبري، خط‌ و نشان‌هاي معناداري كشيده كه جا دارد همه دلسوزان و علاقمندان به نظام و انقلاب آنرا به دقت مورد توجه قرار بدهند و راه را براي اقدامات بعدي ايشان ببندند.

هاشمي همچنين با لحني تهديدآميز نوشته است:«بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمی‌تابند و آتش‌فشانهایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاهها مشاهده می‌کنیم!»

 

                                   » برای دیدن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید!

 

+ نوشته شده در  ساعت 12:22  توسط صالح  | 

نامه‌ی پر رنگ و نگارِ آقای  هاشمی  رفسنجانی حطاب به رهبرِ معظم انقلاب، دیروز منتشر شد.

متن کامل نامه هاشمی رفسنجانی به رهبر انقلاب 

 

نامه‌ی هنرمندانه‌ی هاشمی در بر دارنده‌ی چند نكته و جهت است:

» برای دیدن نکات نامه اینجا کلیک کنید!

+ نوشته شده در  ساعت 20:19  توسط صالح  | 

علیرضا سمیعی : درست وقتی موسوی ، احمدی نژاد را به بی تدبیری و ضعیف کردن ایران در جامعه بین المللی محکوم میکرد، باراک اوباما حقوق هسته ای ما را به رسمیت شمرد و از آن بیشتر تهران را چونان  قدرتی در منطقه شناخت .

مقصود نشان دادن نا آگاهی شخصی مهندس موسوی نیست بلکه می خواهم به تحولات پرشتابی اشاره کنم که ما را وارد فضای جدیدی کرد و افرادی از تحلیل مسایل باز مانده اند .

ظرف دو روز ،تمام ایران با سر به نزاعی پردامنه پرتاب شد.  تحلیل ها ی تبلیغی به کنار ، اما گاه تحلیل های سر دستی و مضطربی نیز اینجا و آنجا شنیده می شود؛برخی گمان می کنند افشاگری های اخیر در نهایت به زیان می انجامد واغلب به دو جمله متفاوت اشاره می کنند ؛بعضی هاشمی را ذخیره انقلاب می دانند ،کسی که به هر حال خدمات فراوانی  انجام داده و احتمالا خواهد داد. دیگران گمان می کنند حال که خلاف وهیاهو بیشتر شده است طمع دشمنان نیز بیش خواهد شد. این دو نظر نادرست و نابهنگام نیست اما از راه شتابزدگی ،موضوعی اساسی از قلم افتاده است.

برای دیدن ادامه مطلب، اینجا کلیک کنید!



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 12:45  توسط صالح  | 


برای دیدن ادامه مطلب، اینجا کلیک کنید!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 10:11  توسط صالح  | 

هر تصمیم جمع در جمعیت‌اش، درست‌تر است از هر تصمیم فرد در فردیت‌اش [چرا تب نفرت از احمدی‌نژاد بالا گرفته؟! و چرا احتمالاً خواهد باخت؟!]

در یادداشت‌های قبل نوشتم که محمود احمدی‌نژاد «عامل آنتروپی شدید در میان هیأت حاکمه» است و از این جهت، عنصر «مخل و مزاحم»ی محسوب می‌شود که باید دفع شود و از همین روست که یکی از بی‌سابقه‌ترین ائتلاف‌های سیاسی علیه او شکل گرفته است.

اینجا می‌خواهم بگویم حکایت چیست که در برخی کلان‌شهرها، کاملاً همسو با «حاکمان جمهوری اول و دوم»، عده‌ای از شهروندان که ظاهراً هیچ مناسبت و همسوئی هم با یادشدگان ندارند؛ اما آنها نیز در صدد طرد محمود احمدی‌نژاد هستند!

● حقیقتاً این‌طور نیست که مثلاً «آقای الف»، همه‌ی آن 100 میلیارد تومان وامی را که به اسم ساخت و ساز هتل یا کارخانه به اسم «همسرش» گرفته، بگذارد توی حساب بانکی خودش!
بلکه تا به دستش برسد، آن 100 میلیارد به 90 میلیارد تومان تقلیل می‌یابد. چون زندگی فلان مدیرکل، فلان مدیر بانکی، فلان مامور بازرسی، فلان حساب‌رس، فلان.... هم خرج دارد و باید به‌نحوی بگذرد. بلکه فقط 45 میلیارد آن به خودش خواهد رسید. 45 میلیارد باقی‌مانده سهم «خیلی‌های دیگر» است!

خیلی از «ما» تحول‌خواهان و دموکراسی‌طلبان!
بله. خیلی از «ما» که وکیل هستیم، که پزشک هستیم، که شرکت تبلیغاتی داریم. که مدیر بانک هستیم. که تعمیرکاریم. که نقاش یا خطاط هنری هستیم و با فروش تابلوهامان زندگی می‌کنیم. که مامور مالیاتیم. که مامور شهرداری هستیم. که مامور بهداشتیم. که مامور بیمه یا دارایی هستیم. که آژانس مسافرتی داریم. که قاضی دادگستری هستیم. که دبیر جغرافی یک دبیرستان هستیم. که دفتردار همان دبیرستان هستیم. که مامور خرید یک خوابگاه دانشجوئی هستیم. که...


برای دیدن ادامه مطلب، اینجا کلیک کنید!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 9:51  توسط صالح  | 

فرهاد جعفري در هشتم شهريورماه سال 1344 در روستاي شوسف از توابع شهرستان بيرجند به دنيا آمده است.
او روزنامه نگار و فارغ التحصيل حقوق قضايي از دانشگاه آزاد اسلامي واحد مشهد است كه در كارنامه مطبوعاتي خود؛ همكاري پاره وقت با روزنامه قدس در سالهاي 1368 تا 1369؛ با روزنامه توس در فاصله سالهاي 1369 تا 1373؛ سردبيری هفته نامه اجتماعي فرهنگي خاوران در سالهاي 1375 و نيز صاحب امتيازي و سردبيري يك هفته نامه سياسي اجتماعي به نام « يك هفتم » را در پيشينه دارد.
او متاهل و داراي دختري به نام«گل گيسو»ست.
همسرش « پري سيما جوادي » قصه نويس و دبير ادبيات فارسي آموزش و پرورش است. 

فرهاد جفري نويسنده رمان معروف كافه پيانو است.

متن ذيل جهت آشنايي خوانندگان با دلايل يك تحريم كننده انتخابات سال 84 براي راي دادن به دكتر محمود  احمدي نژاد در انتخابات دهم رياست جمهوري است.


 

چرا هیچ‌کس، جز محمود احمدی‌نژاد؟


دیشب، از یکی از نزدیکانم پرسیدم در رای‌گیری دهم شرکت خواهد کرد یا نه. و اگر شرکت خواهد کرد به چه کسی رای خواهد داد.

گفت که شرکت خواهد کرد و به یکی از «نامزدهای چپ‌ دموکرات‌نما» رای خواهد داد. اگر خاطرم جمع بود که او در رای‌گیری شرکت نخواهد کرد یا شرکت خواهد کرد اما رای سفید خواهد انداخت؛ همچنان بر این عقیده‌ام پای‌بند بودم که در رای‌گیری دهم شرکت نکنم.

اما حالا، و به جهتِ خنثی کردن اثراتِ احتمالی رای او در نتیجه‌ی نهایی آراء؛ «در رای‌گیری دهم شرکت خواهم کرد و به محمود احمدی‌نژاد رای خواهم داد». چون هیچ وضعیت دیگری را به «مدیریتِ تغییرات»ی که اکنون بیشتر از هروقتِ دیگر الزامی و گریزناپذیر به‌نظر می‌رسد، توسط «دانشگاهیان - نظامیان» ترجیح نمی‌دهم.

با این حال، باز هم جمله‌ی معروفم را تکرار می‌کنم: «هر تصمیمی که جمع در جمعیتش بگیرد؛ هرچه که باشد؛ لاجرم صحیح‌تر است از تصمیمی که فرد در فردیتش می‌گیرد».

این یعنی: هر تصمیمی که اکثریت افکار عمومی ایرانیان در رای‌گیری دهم بگیرد، هرچه که باشد؛ دربردارنده‌ی منافع ملی ما خواهد بود و مصلحتِ کشورمان در همان تصمیم است.

این یعنی: وقتی به نزدیک‌ترین کسانم اصرار نمی‌کنم که به چه کسی رای بدهند بلکه به اراده و اختیارشان در تصمیم‌گیری احترام می‌گذارم؛ به هیچ‌کس دیگر هم اصرار نخواهم کرد که چه تصمیمی بگیرند.

من یک رای دارم و آن یک رای به «محمود احمدی‌نژاد» تعلق خواهد گرفت. چون:

۱)برای نخستین‌بار بعد از سه‌دهه، در سازمان ملل می‌نشیند و در اقدامی مبتنی بر منافع ملی، به سخنرانی رئیس‌جمهور ایالات‌متحده گوش می‌دهد.

۲)برای نخستین‌بار بعد از سه‌دهه، نامه‌ی «تبریک به رئیس‌جمهور منتخب ایالات‌متحده» می‌نویسد و بازهم «تابو»های سخت و دیرپا را نادیده می‌گیرد.

۳) برای نخستین‌بار در تاریخ سیاسی کشورمان، برای حل مسئله‌ای سیاسی، دست‌به دامان ترفند «ریش‌سفیدی» و «لابی‌گری با مراجع قدرت» نمی‌شود بلکه مطابق با اختیارات و تکالیف قانونی‌اش «اخطار قانون اساسی» می‌دهد.

۴) برای نخستین‌بار «مالیات بر ارزش افزوده» را مطرح می‌کند تا نظام غیرشفافِ فضای کسب‌و کار در ایران را شفاف کند. تا آنگاه بتواند جهتَِ اخد مالیات برای اداره‌ی کشور را از «کارمندان» به «بازاریان و صاحبان صنایع» و در حقیقت «طبقه‌ی برخوردار» تغییر دهد.

۵) کوشیده است بهای کالاها و خدمات و از جمله حامل‌های انرژی را «واقعی» کند که همگان می‌دانیم با «واقعی‌شدن قیمت‌ها»ست که «هوش، خلاقیت و شایستگی شهروندان» نیز بهای واقعی خود را بازخواهد یافت و قیمت پیدا خواهد کرد.

۶) «ایرانیان خارج کشور» و بهبود رابطه‌ی عاطفی آنان با سرزمین مادری‌شان را از جمله‌ی سیاست‌های اصلی خود قرار داده است.

۷) تا آنجا که توانسته، از «نقش روحانیون و مراجع مذهبی در تصمیم‌گیری‌های سیاسی کشور» کاسته است. و بدین ترتیب، کوشیده است شأن رئیس‌جمهور و نهاد اجرایی را تا حد ظرفیت‌های قانون اساسی بالا ببرد. تا آنجا که حتا برخی دولتمردان را به دلیل «هماهنگی با هرکسی جز رئیس‌جمهور» از کابینه‌اش کنار گذاشته و پای تبعات و پیامدهای آن ایستاده است.

۸) در دانشگاه کلمبیا ایستاده و به خاطر دفاع از حق هسته‌ای شدن کشورمان، بارانی از توهین و تحقیر را به‌جان خریده اما مثل بزدل‌ها صحنه را ترک نکرده است.

۹) طرح «رهگیری املاک» را راه‌اندازی کرده است تا مانع چپاول اموال عمومی کشور توسط مافیای زمین شود.

۱۰) و تنها در هنگام تصدی اوست که پس از نزدیک به ۱۲ سال معطلی و سرگردانی میان مجالس مختلف و شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت، «قانون مبارزه با پولشویی» را در کشور تصویب کرده و پیگیر اجرای آن است که نقش کم‌نظیری در سالم‌سازی فضای اقتصادی کشور و تضعیف باندهای مالی ایفا خواهد کرد.

۱۱) و تنها دولتمرد جمهوری اسلامی بوده است که به جرأت می‌توانم ادعا می‌کنم که: از متن سخنان او در چهار سال گذشته، حتا در یک مورد برنمی‌آید که به «نگره‌ی ناورای خودی - غیرخودی» معتقد باشد. نه تنها چنین نیست، بلکه بی‌کمترین نگرانی از سرزنش‌ها و ملامت‌های دیگر حاکمان، با کسی از ما غیرخودی‌ها (همسر دکتر فاطمی) ملاقات می‌کند و همسر فقید او را «شهید راه آزادی ملت ایران» می‌خواند.

گمان می‌کنم کشور من، در چهارسال آینده به تداوم قدرتِ مرد جسور، قاطع و عملگرایی چون او، نیاز مبرم داشته باشد تا بتواند خود را مهیای ورود به یک «تکنوکراسی نسبتاً دموکرات» کند.

+ نوشته شده در  ساعت 9:43  توسط صالح  | 

شوک حاصل از مناظره چند شب پیش احمدی نژاد و موسوی همچنان در جامعه وجود دارد. بازندگان این مناظره از همان ابتدا با روی آوردن به مظلوم نمایی و فرافکنی و مطرح کردن مسائلی چون ناموس و … سعی داشتند که شکست سنگین خود را تحت شعاع قرار بدهند، اما هیچ کس نمی تواند منکر شادمانی و رضایت گسترده مردم کشور از نتایج آن مناظره باشد.

از سوی دیگر اصلاح طلبان و حامیان میرحسین موسوی برای جبران آن شکست  ترفندهایی را آغاز کرده اند که در روزهای گذشته شاهد آن بودیم و انتظار می رود در روزهای آینده هم به اوج خود برسد. به عنوان مثال می توان به پروژه آشوب و خشونت در شهرهای مختلف کشور، چاپ و نشر تصاویر بی حجاب همسر یکی از کاندیداها، سواستفاده از احساسات و اعتقادات مذهبی و سنتی مردم و … اشاره کرد.

شنیده ها هم حاکیست که عده ای از سیاسیون متنفذ قصد دارند با مراجعه به بیوت علما و مراجع و روحانیون قم و تحت فشار قرار دادن آنها، بیانیه هایی را علیه احمدی نژاد منتشر کنند.

همچنین میرحسین موسوی هم دیروز با ارسال نامه ای به رهبر معظم انقلاب، بار دیگر بر طبل مظلوم نمایی خود کوبید و به فرافکنی متوسل شد. وی با این ادعا که «تمامی نظرسنجی‌های اخیر حکایت از جهش رای وی دارد، تاکید کرد: رفتارهای رئیس‌جمهوری و طیف هواداران ایشان که مرزهای اخلاقی و اسلامی را زیر پا می‌گذارند، در واقع واکنش به این واقعیت است که مردم تصمیم خود را گرفته‌اند!»

به نظر می رسد  فشار روانی حاصل از مناظره چنان بر آقای موسوی سنگین بوده که ایشان خیلی زود رفتار حامیان و اطرافیان خود را فراموش کرده اند. انصافا یک نفر به آقای موسوی یادآوری کند که شما که نگران زیرپا گذاشته شدن مرزهای اخلاقی و اسلامی هستید، یک بار دیگر فیلم و تصاویر مراسم دوم خرداد را تماشا کنید و صحبت های اهانت آمیز فائزه هاشمی و کامبوزیا پرتوی و … را علیه رییس جمهور یک ملت ببینید. همین یک نمونه برای شما کافیست تا معنای اخلاق و بی اخلاقی را متوجه شوید.

نتیجه آنکه  با توجه به استقبال گسترده مردم از دکتر احمدی نژاد و شکست زودهنگام اصلاح طلبان در انتخابات، آنها راهی جز فرافکنی و مظلوم نمایی ندارند تا از همین امروز فضا را برای بهانه های فردای خود آماده کنند.

+ نوشته شده در  ساعت 13:14  توسط صالح  | 

از مصدق تا احمدی نژاد

دكتر هاتف خالدي:  چند وقت پیش از روی کنجکاوی شروع کردم به جمع کردن و خواندن مقالههای نیویورکتایمز درباره‌ی مصدق، ملی شدن نقت، و کودتای ۲۸ مرداد. باورتان نمیشود که چه شباهتهای عجیب و غریبی بین زبان و استدلا‌ل‌هایی که همین روزنامه و نئولیبرالهای مشابه ایرانیاش امروز درباره‌ی برنامه‌‌ی اتمی آن استفاده میکنند پیدا کردم با زبان و استدلالی که در زمان مصدق به کار میبردند.

خودتان باید این مقالهها را بخوانید تا ببینید همان لحن تحقیرآمیز را که الان درباره‌ی احمدینژاد بکار میبرند درباره‌ی مصدق هم استفاده میکردند.

آن زمان میگفتند مصدق شارلاتانی پوپولیست و دیکتاتور و بازیگری احساساتزده با عقایدی احمقانه و آخرالزمانی است، امروز هم همین حرفها را درباره‌ی احمدینژاد میزنند.

آن موقع می‌گفتند ملی کردن نفت سیاستی احمقانه و تصمیمی از سر تنفر کور از غرب است و ایران باید به مسایل مهمترش فکر کند. الان هم همین حرفها را می‌زنند یا در دهان ابلهان بی‌سوادی مثل شیرین عبادی و گنجی می‌گذارند.

مثلا سرمقاله‌ی تازه بوستون گلوب را که توسط همان ناشر نیویورکتایمز در ایالت ماساچوست منتشر میشود بخوانید تا بعد مشابه آن را از سالهای ۱۹۵۰ برایتان بياورم.

حالا به زودی اصل انگلیسی جند تا از این مقالهها را نشانتان میدهم تا خودتان با چشم خودتان ببینید تا باور کنید این شباهت چقدر جدی است. البته سعی میکنم برای فکاهینویس همهفنحریفمان آقای پروفسور نبوی هم یک نسخه‌ی ترجمهشده به آذری تهیه کنم تا شاید ایشان هم متوجه این شباهتها بشود.

مرتبط : شباهت های رفتارشناختی جناب پیشوا و معجزه هزاره سوم

+ نوشته شده در  ساعت 12:36  توسط صالح  | 

مدتی است که تبلیغات گسترده ی 4 نفر از کاندیداهای تایید صلاحیت شده از جانب شورای محترم نگهبان، برای شرکت و پیروزی در دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری کشور آغاز شده است. خوب است که با هم نگاهی به سخنان تک تک این افراد بیفکنیم. امید است که بتوانیم به کمک یکدیگر، حق و ناحق را از هم تمیز دهیم.

در این میان، رییس دولت نهم را می بینیم که فعالیت های انتخاباتی او به نسبت سبک تر از سایر کاندیداهای محترم است. در سوی دیگر، آقای رضایی، آقای کروبی و آقای موسوی را می بینیم. کاندیداهایی که هر کدام در دوره ای خاص، به کشور و ملت خدمت کرده اند.

می خواهم اگر اجازه دهید، کمی در مورد جبهه گیری های این سه کاندیدای محترم در برابر آقای احمدی نژاد اظهارنظر کنم. بنده از این افراد، بخصوص آقای کروبی و آقای موسوی، سوالاتی دارم. این چه انصافیست؟ این است پاسخ چهار سال رنج و زحمت صادقانه برای ملت و انقلاب؟ این است پاسخ این همه تلاش و کوشش بی وقفه در راه نزدیک کردن کشور به مسیر اصلی خودش برای نیل به اهداف والای انقلاب؟ در کدام دولت بعد از انقلاب سراغ دارید که در مدت بسیار کوتاه 4 سال، این حجم عظیم جاده و بزرگراه احداث و افتتاح شود؟ در کدام دولت بعد از انقلاب سراغ دارید که پروژه های عظیمی از جمله مسکن مهر در سطح کشور تصویب و تا حدود زیادی اجرایی شود؟ کدام دولت بود که امتیازات بیشمار داده شده به کشورهای غربی را که طی چند توافق نامه ی ننگین در دولت ناکارآمد آقای خاتمی به آن ها داده شده بود، از آن ها سلب کرد؟

 

(کاوه اکبری شرقی، دانش آموز مجتمع آموزشی استعداهای درخشان گیلان، رشت)

 

برای دیدن ادامه مطلب، اینجا کلیک کنید!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 16:46  توسط دوستدار بهار  | 

کمتر از دو هفته به انتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری کشور مانده است و چهار کاندیدای تایید صلاحیت شده از جانب شورای محترم نگهبان، بشدت برای پیروزی در انتخابات تلاش می کنند و تبلیغات گسترده ای انجام می دهند. در این شرایط بسیار حساس، همه ی ما مردم باید با هوشیاری تمام در انتخابات شرکت کنیم. همگی باید کاندیدایی را انتخاب کنیم که طرفدار حق مردم و بخصوص حقوق افراد طبقات ضعیف جامعه باشد. باید رییس جمهور آینده ی ما فردی باشد که به خاطر منافع حزبی خود و ترس از تحریم، از مواضع خود در مجامع بین المللی عقب نشینی نکند. حال وقت آن رسیده است که کمی از کاندیداهای محترم اصلاح گرا انتقاد کنم! 

 

(کاوه اکبری شرقی، دانش آموز مجتمع آموزشی استعداهای درخشان گیلان، رشت)

برای دیدن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 16:31  توسط دوستدار بهار  | 

به احمدی نژاد رأی می‌دهم ؛
زیرا نام مقدس مهدی فاطمه(س) را در اقصی نقاط جهان، از سازمان ملل و چشم در چشم دشمنان مهدی موعود(عج) تا کنفرانس‌های کوچک منطقه‌ای و ملی طنین انداز کرد.

به احمدی‌نژاد رأی می‌دهم؛
زیرا به یاد میانسالانمان آورد، که گفتمان اصیل اسلام و انقلاب، هنوز فراموش نشده است.

به احمدی‌نژاد رأی می‌دهم؛
زیرا به منِ جوان، گوشه‌هایی از شور و شوق و خلوص انقلابی را نشان داد.

به احمدی‌نژاد رأی می‌دهم؛
زیرا شعار داد، می‌شود و می‌توانیم و در عمل نشان داد که، می‌شود و می توانیم.

به احمدی نژاد رأی می‌دهم؛
زیرا عزت و اقتدار ایران را که درعرصه‌های بین‌المللی، به دست عده‌ای مصلحت‌طلبِ محافظه‌کار، در حال فنا شدن بود، جان تازه‌ای بخشید و نقش ایران، در معادلات بین‌الملل را غیر قابل انکار کرد.

به احمدی‌نژاد رأی می‌دهم؛
زیرا علم و ایمان را در کنار هم قرار داد و با تکیه بر خدا، نوآوری‌های علمی و تحقیقاتی را به ثمر نشاند، پیشرفت‌هایی که خیلی از منتقدین و مخربین امروزش، به خواب هم نمی‌دیدند.

به احمدی‌نژاد رأی می‌دهم؛
زیرا مکر و نیرنگ دشمنان ایران و اسلام، به خصوص صهیونیست‌ها را، با استعانت از خداوند متعال، به خودشان بازگرداند و شعارهای دروغین حقوق بشر و آزادی بیان‌شان را به چالش کشید.

به احمدی‌نژاد رأی می‌دهم؛
زیرا دستان پلید و زیاده‌خواه صاحبان قدرت و ثروت و خاندان‌های تکنوکرات! را، از بیت المال قطع کرد، همان‌هایی که امروز به هر وسیله‌ای می خواهند کاری کنند که او نباشد.

 به احمدی‌نژاد رأی می‌دهم؛
زیرا تبلور یک مدیر انقلابی و ساده‌زیست است، کسی که با پایین‌ترین قشر ایران هم‌نشینی می‌کند و آن را افتخار خود می‌داند.

به احمدی نژاد رأی می دهم؛
زیرا برابری و برادری اقوام ایرانی را به اوج رساند. برای او کرد و لر و ترک و عرب و بلوچ و گیلکی و مازنی و سیستانی و فارس، هیچ فرقی نمی‌کند، از نگاه او همه ایرانی‌اند و لایق ایرانی آباد و سربلند.

به احمدی‌نژاد رأی می دهم؛
زیرا در برابر هجمه شدید و هولناکی از دروغ و تهمت و افتراء و فحاشی قرار گرفت، اما لحظه‌ای اخلاق اسلامی‌اش را زیر پا نگذاشت و به نادانان و آنهایی که می‌خواستند به هر روش ممکن، خوار و ذلیلش کنند، تبسم کرد.

و به احمدی نژاد رأی می‌دهم؛ به هزار و یک دلیل دیگر.

وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ. (آل عمران، آیه 54)

+ نوشته شده در  ساعت 18:36  توسط دوستدار بهار  | 

مي توان «متاسف» شد از اينکه چگونه کساني يک شبه به خرمن زهد و آبروي 20 ساله آتش مي زنند به طمع رايي که معلوم نيست اساسا جمع شدني هست يا نه و دروغ، ظاهرا فروزان ترين مشعلي است که قرار است آن خرمن را بسوزاند.


به گزارش برنا، مهدي محمدي دبير سرويس سياسي روزنامه کيهان طي يادداشتي با عنوان " تأسف، حيرت و شرم" در شماره امروز اين روزنامه، به تحليل رفتار انتخاباتي ميرحسين موسوي کانديداهاي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري پرداخته است.

با نگاه و تأمل در آنچه نامزدهاي اصلاح طلب انتخابات رياست جمهوري تاکنون در برنامه هاي انتخاباتي خود در صدا و سيما گفته اند يا پروژه هاي تبليغاتي که در چند هفته اخير اجرا کرده اند، انواعي از حالت هاي ذهني ممکن است به آدمي دست بدهد. مي توان «متاسف» شد از اينکه چگونه کساني يک شبه به خرمن زهد و آبروي 20 ساله آتش مي زنند به طمع رايي که معلوم نيست اساسا جمع شدني هست يا نه و دروغ، ظاهرا فروزان ترين مشعلي است که قرار است آن خرمن را بسوزاند. دروغ راي جمع نمي کند چون نمي توان بيش از چند روز بر آن استوار ماند و بالاخره مردم مي فهمند که آن عدد کذايي تا ديروز 200 ميليارد دلار بوده و حالا ظرف چند روز شده 300 ميليارد و اخيرا 400 ميليارد دلار، و از خود مي پرسند آيا گوينده اين سخنان «عدد» نمي داند؟! «تهمت» کبريت دوم است که آن هم جز اينکه برکت امور را بستاند فايده اي نخواهد کرد. اگر اين مرد آن مقدار پول را حيف و ميل کرده، پس اين همه پروژه استاني در شهر به شهر و روستا به روستاي اين ملک چگونه تأمين مالي مي شود؟ يا افزايش چشمگير حقوق بازنشستگان و کارمندان دولت که تا امروز با سيلي صورت خود را در مقابل اهل و عيال سرخ نگه مي داشتند و حالا کمي رنگ به رخسارشان آمده، چگونه ممکن شده است؟ سهام عدالت و اعتبارات وسيع بانکي چگونه به مردم داده شده است؟ مي توان به مردم گفت اين آقا به شما «هديه» بي موقع داده و نيتش مشکوک است- چنانکه گفته اند- اما نمي توان او را به گم و گور کردن پولي متهم کرد که بعضي مدعيان از شمارش تعداد صفرهايش هم عاجزند. تازه اگر اين را هم بگويي ممکن است رندي پيدا شود و بگويد جسارتا، اين مملکت که تازه پول دار نشده. پيش از اين هم انبان دولتيان خالي نبود. سؤال اين نيست که اين دولت پول هايش را کجا خرج کرده، هر که نداند مردم مي دانند پول ها کجاست، بلکه سؤال اين است که تا پيش از اين پول مملکت کجا مي رفت که چيزي از آن به فقرا و تنگدستان نمي رسيد؟! شما با پول هاي اين مردم چه کرده ايد؟

مي توان «حيرت» کرد از اينکه چگونه کسي که مدعي است جميع مطالبات حال و آينده خلايق را نمايندگي مي کند هنوز نمي داند که نمي توان از مردم خواست آنچه را که مي دانند ندانند- به تعبير فيلسوفان «دانستن ارادي نيست»- و درباره آنچه که به خود آنها مربوط مي شود، به آنها دروغ گفت. مثلا مردم خود مي دانند که وقتي در سفر استاني به استقبال رئيس جمهور رفتند و ساعت ها در آفتاب و باران ايستادند تا شايد مجالي بيابند و از دور به او ابراز ارادتي بکنند، کسي اتوبوس دنبال آنها نفرستاده بود. حالا اگر مجسمه هاي مردم داري بگويند که «ماشين دنبال مردم فرستاده شده بود» با شنيدن اين جمله، چه احساسي به مردم دست خواهد داد؟ و بدتر از آن، اگر مردم ببينند که همان مجسمه هاي محترم خود با اتوبوس و تاکسي از خيابان هاي تهران آدم جمع مي کنند که جلسه کذايي شان خالي نماند، آن وقت چه خواهند گفت؟ چرا برخي تصور مي کنند مردم فقط آن چيزهايي را مي بينند که آنها دوست دارند ديده شود؟

«شرم» هم البته مي توان کرد. چند ماه است حاميان يک کانديدا ادعا مي کنند در تبليغات خود با مردم صادقند. خود او جايي گفت جامعه را مدافع ارزش ها مي داند. چندي نگذشته بود که اولين علائم صداقت هويدا شد؛ از مردم خواستند همه سبز بپوشند و وقتي ديدند آنها براي انتخاب رنگ لباس خود منتظر تعيين تکليف از جانب کسي نبوده اند، خود دست به کار شدند و با صرف مبالغي که مي گويند همه ناچيز و از محل کمک هاي مردمي بوده، هزاران شال، دستبند، روسري و تي شرت سبز دوختند و ميان مردم توزيع کردند. هدف چه بود؟ تا امروز هيچ کس در اين باره توضيح دقيقي نداده است. آيا هدف اين بود که گفته شود راي دادن به موسوي راي به پسر پيغمبر است؟! ظاهرا دوستان آب اگر باشد شناگران بدي نيستند و آن حرف ها که «نبايد از نمادهاي مذهبي و احساسات ديني مردم استفاده ابزاري کرد» مربوط به همسايه ها بوده است (قابل توجه جناب آقاي تاج زاده که اخيرا سخت به شغل شريف دفاع از قاعده طلايي اخلاق مشغولند!) چند روز پيش، اما، سبز جامگان آب پاکي را روي دست همه ريختند و معلوم شد قصه اساسا چيز ديگري است. جمعي که هفته پيش در ورزشگاه آزادي گرد آمدند تازه به ما فهماندند غرض آقايان استفاده يا سوءاستفاده از نمادهاي ديني نيست چون هواداران آنها- لااقل بخشي از آنها که آن روز در آن مکان اجتماع کردند- اساسا نمي دانند و برايشان مهم هم نيست که با چه چيزي سر و کار دارند. به همين دليل بود که جامه سبز بر تن، در شب شهادت فاطمه زهرا(س) همراه با ترنم نماهنگ هاي ريتميک، دست افشاندند و پاي کوبيدند و چون خستگي بر آنان مستولي شد پرچم هاي مزين به نام مبارک عباس بن علي(ع) را بر زمين پهن کرده و روي آن نشستند تا خستگي تحرکات آنچناني را از تن به در کنند. به اين ترتيب بود که معلوم شد آدمي ابتدا بايد معنا و کارکرد يک نماد را بداند تا بتواند از آن سوءاستفاده کند و اين قصه تا آنجا که به سبزپوشان اصلاح طلب مربوط مي شود اساسا منتفي است.

تا شب انتخابات زماني نمانده است اما در پيمودن همين راه کوتاه هم دعا براي عاقبت به خيري را نبايد فراموش کرد
+ نوشته شده در  ساعت 14:56  توسط علي  | 

به گزارش دولت مهر، روزنامه کلمه در شماره دیروز خود، به جای استفاده از واژه شهادت حضرت زهرا(س) از واژه رحلت استفاده کرده است. این اقدام روزنامه کلمه در حالی صورت می گیرد که نظرات صریح فقها بر شهادت حضرت زهرا (س) است. البته این اقدام، شیوه جدیدی نیست. در دور هشتم انتخابات ریاست جمهوری نیز یکی از کاندیداها برای جذب رای اهل تسنن از ولایت حضرت علی با نام دوستی یاد کرده بود و منظور از جمله پیامبر که هر کس من مولای اویم، اینک علی مولای اوست را محبت و دوستی اهل بیت خوانده بود نه ولایت و رهبری بر جامعه!

در مورد شهادت حضرت فاطمه، حضرت امام نیز بسیار صریح و شفاف بر شهادت ایشان مهر تایید زده اند.هر چند که معنای رحلت منافاتی با شهادت ندارد اما استفاده از این واژه در صدر روزنامه کلمه و عدم استفاده از واژه شهادت موجب موج نارضایتی در میان حتی حامیان مهندس موسوی شده است!

متاسفانه رسانه های اصلاحات و حامیان مهندس موسوی این روزها از هر ترفندی برای جذب رای استفاده می کنند. این اقدام روزنامه کلمه موجی از نارضایتی را در بین هواداران و حامیان مهندس موسوی به وجود آورده است.

+ نوشته شده در  ساعت 11:10  توسط دوستدار بهار  |